تبليغاتX
آنكه مي‌گريد يك درد دارد، آن‌كه مي‌خندد هزار و يك درد ای آزادی! تو چقدر خوبی!

 

پریشان عالمی

 

اگر چهار پنج سال پیش با آقایان دفتر تحکیم وحدت مخالف بودم به اینکه این نظام دیگر اصلاح شدنی نیست اکنون اما عقلا  و بنا بر شواهد و دلایل متقنی که همه می‌بینیم و می‌شنویم، نمی‌توانم بپذیرم که اصلاح‌شدنی باشد!

در زمان استراحت و فراغتی، داشتم صدای استاد شجریان را به گوش جان می‌نیوشیدم که این غزل بلند جناب حافظ نشانه‌ام شد و به عجب خلسه‌ای فرو رفتم... دلم نیامد که شما را نیز به خواندن این غزل و البته اگر در دسترستان هست به شنیدنش با صوت استاد دعوت نکنم. به نظرم در آلبوم دستان بود. با اوضاع و شرایط این زمان خیلی هماهنگ است.

 

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو 

ساقیا  جامی  به من ده تا  بیاسایم  دمی

زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت

صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی

در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان سوزی نه خامی بی غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم

کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

گریه‌ی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

کاندرین دریا نماید هفت دریا شبنمی

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در سی ام تیر 1388 16:21 | لینک ثابت |

برکات انتخابات دهم

 

اگر چه «انتخابات» برای آنچه در 22 خرداد 88 اتفاق افتاد عنوان بامسمایی نیست اما اگر انتصاب، حفظ قدرت به هر وسیله، انحصارطلبی، کودتا، دیکتاتوری، نژادپرستی ایدئولوژیک، خودمطلق پنداری و... یا هر نام دیگری که بر آن بگذاریم، باید اذعان کنیم که برکات فوق‌العاده و خارج از حد تصوری برای مردم فهیم و خردورز و حق‌مدار ایران داشت. پرواضح است که متعصبین و جزم‌اندیشان هر دو طرف یا هر سه طرف، به اتهام همان خشک‌مغزی‌شان لاجرم در کنار یکدیگر قرار گرفته و از دایره‌ی خرد و حق‌مداری خارج می‌شوند.

اما با وجود حوادثی تلخ و جانکاه همچون به شهادت رسیدن تعدادی از فرزندان این ملت، مفقودالاثر شدن، ایراد آسیب‌های جسمانی و دستگیری بسیاری دیگر؛ از برکات اتفاقاتی که از حدود 40 روز پیش تا کنون در کشور عزیزمان افتاده به چند نمونه‌ی بسیار مهم اکتفا می‌کنم:

اول؛ اعتماد مردم به حکومت و مسوولان آن. اگر چه از این اعتماد به بدترین نحو ممکن سوء استفاده شد و اکنون شاهدبم که اعتماد اکثریت مردم سلب شده اما این رفتار حکومت و دولت، چیزی از ارزش‌های ملت صادق و بی‌ریای ایران و خواست اکثریت  آنان برای تغییر کم نمی‌کند.

دوم؛ خارج شدن بسیاری از آقایان مسوول، به ویژه مسئولین دولتی از تاریکخانه و اجبار درونی آنان به موضع‌گیری‌های شفاف و صریح. به عنوان مثال بارز، می‌توان از عدم تمکین احمدی‌نژاد و مسوولین وزارت کشور و سپس شورای نگهبان به رأی مردم، یا بی‌اهمیتی و بی‌اعتقادی ایشان به مردم‌سالاری نام برد علیرغم اینکه در بسیاری از سخنرانی‌ها و خطابه‌هایشان از جانب مردم و خواست آنان سخن می‌گویند. همین امروز (یکشنبه 28/4/88) درج رسانه‌ای واکنش محمد یزدی از فقهای شورای نگهبان و مسئول دبیرخانه‌ی مجلس خبرگان و رئیس سابق قوه‌ی قضائیه، در قبال سخنان روشنگرانه‌ی هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه‌ی اخیر، نشان صریح از عدم اعتقاد ایشان (محمد یزدی) به مردم دارد. همین‌جا توصیه می‌کنم اگر مواضع ایشان و پاسخ‌شان در برابر خطبه‌های آقای رفسنجانی را نخوانده‌اید حتماً مطالعه بفرمایید. (سایت اعتماد ملی: www.roozna.com و سایت آفتاب یزد: www.aftab-yazd.com)  این همان اختلاف اساسی است که امام خمینی(ره) با این آقایان داشت و بارها شاهد بودیم که تذکرات تند و اساسی به شورای نگهبان که آقایان جنتی و یزدی از آن موقع در آن منتصب هستند، داده بود. نکته‌ی قابل توجه اینکه اکنون با حمایت مقام رهبری از این ایده که از پشت پرده توسط مصباح یزدی هدایت و کنترل می‌شود، قاعدتاً افرادی همچون محمد یزدی و هم‌قطاران ایشان فضا را برای این گونه اظهار نظرها بازتر می‌بینند، غافل از این‌که طبق فرمایش امام میزان رأی و انتخاب و قضاوت ملت است و با این گونه موضع‌گیری‌ها عقلاً و منطقاً مطرود ملت خواهند شد.

اما کسانی که به سخنان و موضع‌گیری‌های محمد یزدی و امثال ایشان دل خوش کرده و پای‌بندند، قاعدتاً باید در درون خود و در مقابل وجدان آزاد الهی و انسانی خود به یک تناقض اساسی برسند و آن این که ببینند تا آن موقع نزد بزرگانشان ارزش دارند که بنده و مطیع و رام باشند و اگر روزی بنا بر خرد انسانی خویش اظهار نظر آقایان را نپسندند و نقد و نظری مخالف داشته باشند دیگر ارزشی نخواهند داشت.

سوم: که از بزرگ‌ترین برکات 22 خرداد است، وحدت و همدلی و داشتن هدف مشترک و از طرفی دلسوزی و همیاری و حس فداکاری و ایثار مردم برای یکدیگر، در ماجرای اعتراضات خیابانی است؛ مشابه آنچه منتهی به انقلاب بهمن 57 شد. چنین جنبش‌های اجتماعی هدفداری همواره و در هر ملت و جامعه‌ای که اتفاق بیفتد موجب وفاق و پویایی و سرزندگی مردم آن جامعه و موجد تحولات اساسی در آن جامعه است و چنانچه شاهدیم از اولین نتایج آن این است که افکار عمومی و خصوصی ملت‌های آزاد و دولت‌های دموکراتیک را به تحسین و شگفتی واداشته و سبب انزوای حکومت و حذف بسیاری از سفرهای خارجی احمدی‌نژاد و مسوولین دولتی شده است.

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در بیست و هشتم تیر 1388 15:52 | لینک ثابت |

 

ويل عذاب بر اين جاهلان

 

اين جوانك‌هاي بي‌شعور و جاهل از دين اسلام كه يكسره بر خرد و خردورزي و تفكر تأكيد كرده است چه چيز آن را فهميده‌اند؟ به نظرم هيچ! كه اگر قدري مي‌فهميدند با اين شدت و  حدت بر طبل توخالي تعصب و خشك مغزي و تحجر نمي‌كوبيدند تا بازيچه‌ي مغبون عالمان متهتك‌شان در پشت پرده گردند.

 

حمله به پيرمرد فرهيخته و مجاهد نستوه مهدي كروبي، شخصيت بزرگ انقلاب مردمي ايران كه بيش از نيم قرن در اين راستا زحمات فراواني را متحمل شده، و نيز هجوم به عبدالله نوري وزير اسبق كشور و... كه هر دو از نزديكان و ياران هم‌انديش امام خميني(ره) در زمان حيات ايشان و ره‌پويان خالص ايشان در زمان ممات ايشان هستند، چه توجيه عقلي، منطقي، ديني و انساني مي‌تواند داشته باشد؟

 

وقتي از پيامبر خاتم صلي‌الله عليه و آله و امام علي عليه‌السلام شنيده‌ايم كه در زمان جنگ به ياران خود مي‌فرمودند به دشمن دشنام و ناسزا نگوييد، اين ابلهان ابتر با كدام مجوز ديني و مذهبي آنچه سزاوار خودشان است را به اين بزرگواران گفتند؟

 

همه‌ي اين مصائب و مسائل و رنج‌هاي عظيم را تحمل مي‌كنيم و به تبعيت از امام حسين عليه‌السلام در روز عاشورا به خداوند پناه مي‌بريم و به درگاه او مي‌ناليم كه: همه‌ي اين‌ها قابل تحمل مي‌شود وقتي كه مي‌دانيم در مقابل چشمان توست يا الله.

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در بیست و هفتم تیر 1388 13:38 | لینک ثابت |

 

نصر من الله و فتح قريب

ننگ بر اين سيماي مردم فريب

 

مطلب زير در مورد نحوه‌ي عملكرد سيماي ضرغامي در پخش نمازجمعه‌ي اين هفته به امامت آيت‌الله هاشمي رفسنجاني است كه از سايت تابناک گرفته شده است.

 

 

صدا و سیما همه چیز را بر عکس نشان داد

 

صدا و سیما در بخش خبری 21 خود با حذف تمامی انتقادات هاشمی رفسنجانی نسبت به عملکرد برخی دستگاه‌ها و از جمله صدا و سیما و نیز سانسور پیشنهادات رئیس مجلس خبرگان رهبری برای برگرداندن آرامش به کشور، تنها آن چیزی که باب میل خود بود را منعکس کرد.

رسانه «سابقا ملی» در بخش خبری 21 امشب به صورت ظرافتمندانه‌ای هر آن‌چه که ظهر امروز در نماز جمعه تهران بیان شده بود و اتفاق افتاده بود را «بر عکس» نشان داد.

 

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس «پارلمان‌نیوز»، در حالی‌که نماز جمعه اتهران با اولین نماز جمعه تهران مقایسه می‌شود و مردم به صورت میلیونی در آن حضور یافتند، صدا و سیما بر روش صد در صد اشتباه، تفرقه‌افکن و انحرافی خود در پوشش این واقعه اصرار کرد.

صدا و سیما در بخش خبری 21 خود با حذف تمامی انتقادات هاشمی رفسنجانی نسبت به عملکرد برخی دستگاه‌ها و از جمله صدا و سیما و نیز سانسور پیشنهادات رئیس مجلس خبرگان رهبری برای برگرداندن آرامش به کشور، تنها آن چیزی که باب میل خود بود را منعکس کرد.

اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد و رسانه «سابقا ملی» در گزارشی به اصطلاح حاشیه‌ای با نشان دادن چند نفر از جوانان امروزی و نیز معترضان که به گفته شاهدان عینی در اکثریت به سر می‌بردند آن‌ها را در اقلیت محض و عده‌ای آشوب طلب و ساختار شکن معرفی کرد که آمده بودند تا با اهداف سیاسی خاص وحدت را در نماز جمعه خدشه‌دار کنند و با نیروهای امنیتی درگیر شوند.


دوربین‌های سیما با زوم کردن بر روی حامیان میرحسین موسوی که به دلیل محدودیت‌های شدیدی که امروز در نماز جمعه تهران اعمال شد نتواسنتد به داخل دانشگاه تهران بیایند و پخش مکرر تاکید آیت الله هاشمی رفسنجانی بر رعایت قانون که مخاطب آن نه مردم بلکه دستگاه‌های قانون‌شکن بودند حامیان میرحسین موسوی و مهدی کروبی را قانون شکن و ضد قانون معرفی کرد.


به گزارش پارلمان‌نیوز، سیمای جمهوری اسلامی ایران همچنین برخلاف هفته‌های قبل هنگام پخش مشروح خطبه‌های نماز جمعه تهران هیچ تصویری از دهها هزار نمازگزاری که در خارج از دانشگاه تهران بودند نشان نداد و صدای شعارهای آن‌ها را تا حد ممکن پائین آورد و تنها به نشان دادن صف‌های ابتدایی که اکثر حاضران در این صف‌ها لباس‌های یک‌شکل و یک‌رنگ بر تن داشتند بسنده کرد.


به نظر می‌رسد پافشاری صدا و سیما بر سیاست‌های غیر حرفه‌ای و «ضد اخلاقی» خود امنیت ملی و وحدت ملی کشور را به شدت خدشه‌دار کرده و ضربات جبران ناپذیری را به اعتماد مردم به نظام جمهوری اسلامی ایران وارد می‌کند.

 

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در بیست و هفتم تیر 1388 12:49 | لینک ثابت |

 

WeekEnd با عالیجناب

 

در طراحی مناظرات تلویزیونی انتخابات اخیر چنانچه شاهد بودیم رئیس جمهور منتصب دهم آقایان هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، خاتمی و موسوی را در یک مجلس نشاند و به توپ بست و چنانچه از بعضی قراین و شواهد برآمد این طرح اندیشیده شده و از پیش ریخته شده با حمایت رهبر حکومت صورت گرفت. اما باز چنانچه شاهد بودیم چون این استراتژی در انتخابات جواب نداد، به کودتا تبدیل شده و پارامترهای آن به مرحله‌ی اجرا درآمد. اما عالیجناب هاشمی که لبه‌ی تند اتهامات و تخریب‌ها را به سمت خود دید از حق دفاع قانونی از خود در تلویزیون هم منع شد و اکنون پس از شش هفته سکوت قرار است در نماز جمعه‌ی تهران و در مقابل اصولگرایان افراطی بایستد و سخنان خویش را ایراد و مواضع خود را در آرامش ظاهری فضای سیاسی جامعه اعلام نماید.

گذشته از نقدها و تحلیل‌هایی که مخالفان و موافقان بر این تصمیم ابراز داشته‌اند، همین حضور در پشت تریبون نماز جمعه نشانگر آن است که از جانب حکومت ملزم به همگرایی و روفوی سیاسی شکاف‌ها و درزهای موجود شده است یا لااقل حکومت از این امر تا حدود زیادی آرامش خاطر پیدا کرده و الا این امکان را در اختیار ایشان قرار نمی‌داد. نگویید که هاشمی قدرت و نفوذ فوق‌العاده‌ای دارد که باور نمی‌کنم! آری قدرت و نفوذ زیادی داشت اما اکنون نه! و به همین دلیل برای اینکه سر و سامانی به جایگاه مورد هجوم قرار گرفته‌ی خویش داده و از طرفی با انتقاد از دولت و عملکرد وزارت کشور در انتخابات دل مردم و کاندیداهای معترض را اندکی نرم نموده و عقولشان را قدری اقناع نماید مجبور است یکی به نعل بزند و یکی به میخ و بعید به نظر می‌رسد با توجه به سخنان حمایت‌آمیز رهبری در اولین نماز جمعه پس از انتخابات در مورد ایشان‌ آقای رفسنجانی هم عکس‌العملی غیر از این از خود نشان دهد. اما به هر حال آنچه مسلم است اینکه چشم و گوش ده‌ها میلیون‌ها ایرانی در داخل و خارج کشور و نیز رصدکنندگان فرامرزی وقایع ایران، به خطبه‌های نماز جمعه‌ی این هفته دوخته خواهد شد.

به نظر شما اگر هاشمی رفسنجانی از این فرصت استفاده کرده و به عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام مصلحت را در آن ببیند که در مورد اختیارات مجلس خبرگان و عزل رهبری و تشکیل شورای رهبری در جهت دفاع درازمدت از اصل نظام و جمهوری اسلامی با مردم سخن بگوید آینده‌ی سیاسی ایران چه می‌شود؟

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در بیست و چهارم تیر 1388 16:13 | لینک ثابت |

 

این چون اون اون چون این

 

با گذشت چندین روز از آغاز «نسل کشی» مسلمانان در استان سین کیانگ چین بالاخره قفل دهان ها گشوده شد!

عباس عبدی با نوشته ی خود در نامشخص بودن سیاست خارجی دولت و دوگانگی در ظلم و سرکوب و کشتار مسلمانان در کشورهای بلوک غرب و شرق که در روز یک شنبه 21/4/88 در روزنامه ی اعتماد ملی به چاپ رسید، آغازگر موج اعتراض ها به سکوت دولت در برابر سرکوب مسلمانان چین بود، امروز هم در خبرها خواندیم که مراجع عظامی چون مکارم شیرازی و صافی گلپایگانی، و جامعه ی مدرسین حوزه ی علمیه ی قم و نیز فعالان سیاسی و حقوقی و حقوق بشری همچون صادق زیباکلام، محمد شریف و عمادالدین باقی هر کدام از منظری به این جنایات و سرکوب ها عکس العمل نشان داده اند.

در بیانیه ی آیت الله مکارم شیرازی آمده است: «درست است که دولت و ملت چین روابط دوستانه و نزدیکی در امور سیاسی و اقتصادی با ما و سایر کشورهای اسلامی دارند ولی این دلیل بر آن نمی شود که برادران و خواهران مسلمان ما را در آن منطقه به وضع فجیعی سرکوب کنند و ما خاموش بنشینیم... مردم از مسوولان دولت جمهوری اسلامی نیز انتظار دارند در این مورد سکوت نکنند و موضع قوی سیاسی بگیرند.»

به نوشته ی اعتماد ملی امروز (دوشنبه 22/4/88) «صافی گلپایگانی از وزارت امور خارجه نیز خواست که در مقابل کشتار مسلمانان بی دفاع چین موضع گرفته و با اعلام اعتراض، وظیفه ی اسلامی و انسانی خود را به بهترین وجه انجام دهد.»

عرض بنده این است که گذشته از این که هر انسان آزاده ای باید در مقابل ظلم و ستم بر همنوع خود از هر دین و مرام و مسلکی که باشد موضع گرفته و در صورت امکان اقدامات مناسب حتی حداقل یک فریاد اعتراض را انجام دهد، همگی به یاد داریم که صدا و سیمای میلی ایران، چگونه هر سال از چندین روز قبل از روز قدس افکار عمومی را مورد تبلیغ شدید خود قرار می دهد یا دیگرانی به قول دکتر زیباکلام «برای خانم محجبه ی مصری که در آلمان به قتل می رسد تشییع جنازه ی سمبلیک به راه می اندازند» اما متاسفانه دولت عدالت محور و مهر ورز احمدی نژاد که قرار است در آینده ی نزدیک دنیا را مدیریت کند در سال های گذشته در نسل کشی مسلمانان چچن توسط روسیه اقدامات قابل توجهی انجام نداد یا اکنون در برابر کشتار بیش از 150 نفر انسان در چین آن قدر سکوت کرد که صدای فعالان سیاسی و اجتماعی و مراجع گرامی بر این «دوگانگی ها و سیاست بازی ها در مسئله ی حقوق بشر» به اعتراض بلند شد؛ البته جای تعجب اینجا نیست چرا که دولت ایران که خود به تازگی به یک سرکوب داخلی مشغول بوده و تا مدت ها از تبعات سیاسی و حقوقی آن در سطح بین المللی رهایی نخواهد یافت، چگونه می تواند به موردی مشابه در کشوری دیگر اعتراض کند؟! بلکه جای تعجب اینجا است که آقایان مراجع و علما در سرکوب ملت ایران در بیخ گوش خودشان واکنش مناسب و مورد انتظاری نشان ندادند و آن را به سکوت برگزار کردند و بلکه بعضی روحانیون سیاسی وقیحانه بر آن مهر تایید زده و خواستار برخورد «بی رحمانه» دولت و قوه قضاییه با به قول خودشان اغتشاشگران شدند.

ضمنا خوب است که من در دستگاه دیپلماسی چین کاره ای نیستم وگرنه در صورت اعتراض دولت ایران پاسخ می دادم: «دیگ به دیگ میگه روت سیاه»!

نوشته شده توسط احمد درفشی در بیست و دوم تیر 1388 16:47 | لینک ثابت |

 

راز و نيازي با دوست

 

پروردگار من!

تو يگانه معبود مني

و من تنها روسياه درگاره توام

سياه و سرد چون حجرالاسودِ عدم.

مرا درياب، اي يكتا منبع انوار

مرا از وجودم آيينه‌اي ساز

اي كه تو همه خالقي و قادر به همه چيز،

بر آيينه‌ي خود ساخته‌‌ي وجودم بتاب

اي كه همه‌ي نور و زيبايي و بينايي از توست.

 

الهي!

اگر وجودم را چون آيينه جلا ندهي

و بر آيينه‌ي غرق در سياهي‌ام نتابي،

در اين تاريكي وهم‌آلود

كدامين راه بيابم؟

و در كدامين ويل عذاب گرفتار نشوم؟

 

معبود من!

دوستت دارم

و دوست دارم كه همه آيينه باشم

و تو بر من بتابي

و من از نور تو روشن شوم

و به همه‌ي تاريك‌ها و تاريكي‌ها نور بخشم

و همه‌ي راه‌ها را با نور تو

به تو منتهي سازم،

تا همگان به تو رسند.

 

الهي!

چراغ علم و آگاهي را در قلبم بيفروز

تا زيباروي نازنينت را زيباتر ببينم

و عزيز دل غريبم را زيباتر جلوه‌گر شوم

كه را توانِ نخواستن است اگر تو بخواهي؟

و كه را توانِ نديدن است اگر تو بنمايي؟

اي كه همگي جلوه گرفته از جلوه‌گري‌هاي توايم،

اي كه همه تجلي يافته از پرتو حُسن تو

و سوخته از گرماي عشق تواند.

 

مولاي من!

بر اين لجن متعفن نظري كن

و از روح قدسي‌ات جرعه‌اي بِدَم

تا جان گيرم و چشم بيندازم و تو را ببينم

تا در تو فنا گردم و جز تو را نبينم،

كه را وجودي هست اگر تو باشي؟

و كه را وجودي هست اگر تو نباشي؟

اي تنها محبوبِ دلِ گمنامان

و اي بي‌همتا وجود واجب‌الوجود!

 

الهي!

قلمم رابياموز

تا جز تو را ننويسد

و بي تو خاموش گردد،

 

اي پروردگار اكرم!

تو را مي‌خوانم

و تو را يگانه پروردگارم مي‌دانم

آنچه بر آن آگاهم تو آموخته‌اي،

اي قادر متعال!

آنچه بر آن آگاهي بياموزانم.

كيست جز تو كه بر همه چيز تواناست؟

اي رحمت‌بخشِ مهربان،

دعايم را اجابت فرما...

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در هجدهم تیر 1388 13:47 | لینک ثابت |

 

آخرين اقدامات آيت‌الله شاهرودي

به عنوان رئيس قوه‌ي قضائيه

 

1- اخيراً شاهديم كه آيت‌ا... هاشمي شاهرودي، كه ده سال پيش در زمان تحويل قوه‌ي قضائيه آن را «ويرانه‌ي قضايي» خواند، اكنون و در آستانه‌ي وداع با اين مقام، با صدور دستوري، پيگيري قضايي مصاحبه‌كنندگان با رسانه‌هاي خارجي را خواستار شده است. رسانه‌هايي مانند BBC ، VOA ، CNN و حتي برخي رسانه‌هاي عربي مانند الجزيره و الشرق كه در راستاي وظيفه‌ي خبررساني خود در روزهاي پس از انتخابات به دليل خفقان رسانه‌اي سيماي ضرغامي، علاوه بر رساندن خبرهاي تجمعات معترضين و سركوب آن‌ها توسط نيروهاي نظامي، امنيتي و لباس شخصي، ملجأ و پناهي براي شهروندان ستم‌ديده و داغدار ايران جهت خبررساني و حداقل تخليه‌ي بار رواني ايشان بودند، از سوي آقايان آتش بيار معركه ناميده شدند و شاهد بوديم كه آقاي احمد خاتمي، امام جمعه‌ي موقت تهران، تماس‌گيرندگان و مصاحبه‌كنندگان با اين رسانه‌ها را «محارب» ناميد و خواستار پيگيري قضايي «بي‌رحمانه»ي ايشان شد. اين رفتار در حالي صورت گرفت كه قبلاً آيت‌ا... مهدي كروبي با صدور بيانيه‌اي به صدا و سيما گوشزد كرده بود كه با خبررساني و برنامه‌سازي‌هاي يكسويه، مردم را به سمت رسانه‌هاي خارجي سوق ندهند. به نظر مي‌رسد اگر مصاحبه با رسانه‌هاي خارجي «جرم» محسوب شود و مصاحبه‌كنندگان «مجرم» و قابل پيگيري، علت يا «علل وقوع جرم» نيز بايد بررسي شود و بديهي است مسئولين صدا و سيماي حكومتي بسترسازان وقوع اين جرم هستند.

2- از طرفي حجت‌الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه‌ي شميرانات و از اعضاي مركزي جامعه‌ي روحانيت مبارز، كه سال گذشته نسبت به عدم انتقادپذيري دولت و خطر رسوخ جمود و تحجر در بدنه‌ي حكومت هشدار داده و «شكل‌گيري خوارج جديد» را تهديدي براي جمهوري اسلامي عنوان نموده بود، اكنون پيش شرط جلب اعتماد عمومي را اقناع عمومي دانسته كه روشي معقول و منطقي به نظر مي‌رسد. اين روش البته با خبرسازي، فريب، دروغ، تحريف، تحريك، تحديد، تهديد و سركوب خونين كه روند و خط مشي رسانه‌هاي دولتي و حكومتي و نيروهاي امنيتي و لباس شخصي است، منافات دارد.

3- به نظر مي‌رسد كه در اين شرايط فرمان آقاي شاهرودي مبني بر فرمان پرونده‌سازي براي مصاحبه‌كنندگان با رسانه‌هاي خارجي نيز حركتي در راستاي خفقان بيشتر و حذف آزادي بيان ارزيابي مي‌شود كه در اين روزهاي پاياني رياست آقاي شاهرودي، حركتي اين‌چنين، و نيز به گفته دكتر نعمت احمدي، صدور آئين‌نامه‌اي بدون پشتوانه‌ي قانوني مبني بر تحت پوشش قوه‌ي قضائيه درآوردنِ كانون وكلا، كه از شصت سال پيش و با پيگيري مرحوم دكتر محمد مصدق استقلال خود را به دست آورده بود، باعث تأسف عميق است. و اين البته نشان مي‌دهد كه آن ويرانه‌ي ده سال پيش اكنون ويران‌تر شده و تحويل رئيس ديگري خواهد شد!

چنانچه شاهديم حكومت اسلامي در حال بسته و محدود كردن فعاليت‌هاي آزاد و قانوني مردم و نخبگان و رسانه‌ها و فعالين سياسي و مدني و نيز هر چه كوچك‌تر كردن شعاع دايره‌ي خودي‌ها است.

نمي‌دانم اين ميليون‌ها تُن خاكي كه اين روزها بر سر مردم ايران مي‌ريزد چه رابطه‌اي با اين شرايط ويژه دارد؟!

نوشته شده توسط احمد درفشی در هفدهم تیر 1388 19:52 | لینک ثابت |

 

 

حزب ائتلاف سبز آقاي مهندس موسوي

 

آقاي مهندس موسوي هم حزبي شد. كاري كه آقاي كروبي 4 سال پيش كرد پس از آن كه با 3 ميليون راي واريزي به نفع آقاي احمدي‌نژاد از دور دوم كنار زده شد. احمدي‌نژاد اگر در انتخابات نهم با حمايت سپاه و بسيج و با تقلب 3 ميليوني و سپس با پخش گسترده‌ي شب‌نامه‌ها و تخريب و ترور شخصيت سياسي آقاي هاشمي رفسنجاني، افكار عمومي را فريفت، اما اين بار و در انتخابات دهم چنانچه پيش‌بيني مي‌شد، شگرد گذشته‌اش جواب مثبت نداد و حكومت مجبور شد نقش پنهاني خود را آشكار نموده و با كودتاي انتخاباتي وي را به رياست جمهوري منتصب كند.

آقاي موسوي اما براي جلوگيري از كشتار و دستگيري و سركوب بيشتر مردم در خيابان‌ها راهي جز عملكرد مسالمت‌آميز و قانوني پيش روي خود نديد. به نظر مي‌رسد كه آقاي موسوي بايد هر چه سريع‌تر و تا قبل از پايان دولت نهم مجوز حزبش را از وزارت كشور بگيرد چرا كه در غير اين صورت از آن‌جا كه دولت دهم را غيرقانوني اعلام نموده نمي‌تواند از آن مجوز قانوني براي تأسيس حزب بگيرد. اولين چيزي كه به ذهن خطور مي‌كند اين‌كه اصولگرايان افراطي حامي دولت نهم به همراه مسئولين دولت، به ويژه آقايان احمدي‌نژاد و محصولي، لابي‌هاي خود را به كار خواهند انداخت تا به هر نحو ممكن آقاي موسوي را معطل كنند و او را مجبور به گرفتن مجوز از دولت دهم يا انصراف از تأسيس حزب نمايند. مانند كاري كه حسين شريعتمداري [مدير مسئول كيهان و معاون سعيد امامي در دوران وزارت دري نجف‌آبادي در دولت هفتم] در حال انجام آن است و قصد دارد در صورت بي‌تفاوتي افكار عمومي، آقايان خاتمي و موسوي را به عنوان خائن به پاي ميز محاكمه سوق دهد. البته نام آقاي شريعتمداري به عنوان يكي از عوامل اصلي برخورد با اصلاح‌طلبان و ترورها و قتل‌هاي زنجيره‌اي و پرونده‌سازي براي فعالين سياسي و مدني در حافظه‌ي تاريخي ملت ثبت شده است اما تجربه نشان داده كه ايشان با استفاده از بيت‌المال و با بسترسازي رسانه‌اي عليه منتقدين جناح حكومت معمولاً دست بالا را مي‌گيرد و به قول معروف «به مرگ مي‌گيرد تا به تب راضي شوند» و لذا به نظر مي‌رسد كوتاه آمدن افكار عمومي در قالب احزاب و تشكل‌هاي مدني و حقوق بشري در چنين موقعيت حساسي در مقابل اين پروژه‌ي جديد اقتدارگرايان، نتايج وخيمي براي كشور و ملت و نخبگان سياسي و فعالين دانشجويي در بر خواهد داشت.

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در چهاردهم تیر 1388 18:41 | لینک ثابت |

 

پاسخ به يك نظر

 

دوستي با نام «سبزانديش» نظري خصوصي برايم گذاشته بود. از آن‌جا كه نظر ايشان را «خصوصي» نديدم لازم ديدم كه عين نظر ايشان و پاسخ خود را به صورت خيلي مختصر بنويسم تا شما دوست عزيز قضاوت كنيد. خواهشمندم بي‌طرفانه قضاوت كنيد تا بنده هم از عيوب انديشه‌گي خويش مطلع شوم.

ايشان نوشته بود:

 

سلام
شما چقدر رادیکال هستید!!
راديكاليسم به زودي بي رنگ ميشه،
اگر واقعا دم از آزادي مي زنيد، چرا گروه مقابل رو برنمي تابيد؟
هميشه افرادي هستند كه حافظ وضع موجودند و افرادي هم درصدد بر هم زدن وضع موجود ، اين تفكر تا زماني باقيست كه گروهي آزاد انديش ، دو طرف دعوا رو به هم متصل كنه و آرامش ، حاكم بشه ، در غير اين صورت هيچ وقت اين راديكاليسم دو طرفه تمام نمي شه و دائما جابه جايي و خون ريزي صورت ميگيره.
در ضمن وعده ي خدا هم فراموش نشه !!!!!!!!!
احتمال ميدم شما در خارج از كشور باشيد ، نه ؟!!!!!!!

 

و پاسخ اينجانب:

 

از اظهار نظرتان در وبلاگم خوشحال شدم.

اما نمی دانم منظور شما از رادیکالیزم چیست؟ آیا دفاع از حقوق مردم در چارچوب قانون اساسی رادیکالیزم است؟ آیا قانون اساسی را برای این نوشته اند که هر وقت خوشمان نیامد ندیده بگیریم و به روش خودمان عمل کنیم؟ آیا روشی که در انتخابات اخیر شاهدش بودیم چنانچه قرآن می فرماید <نومن ببعض و نکفر ببض> نبوده؟

دوست گرامی، بنده یکی از بسیجیان زمان جنگ بودم و وظیفه ی خودم می دانستم که از دین و خاک و ناموسم دفاع کنم و اکنون نیز می بینم که متاسفانه این ره که نظام دارد می رود به ترکستان است و در مقابل کژی های آن اعتراض می کنم. به نظر نمی آید که شما با اظهار نظر و آزادی اندیشه و بیان مخالف باشید.

از قدیم گفته اند : آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

به نظر شما چرا دولت و حکومت این قدر در مقابل ابطال یا بازشماری آرا مقاومت کرد؟ آیا به کشتن و مصدوم کردن مردم در خیابان و القای حس بی اعتمادی گسترده ای که شاهدش هستیم می ارزید؟

حتما شنیده اید که آقای کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان، با بررسی صندوق 50 شهر اعلام کرد که حدود 3 میلیون رای مخدوش است.

طبق روال سابق خود شورای نگهبان، این آرا باید باطل اعلام می شد. از طرف دیگر لابد شنیده اید که بیش از 170 شهر بالای 95 درصد آرا داشته است. با حسابی سرانگشتی می توانیم پی ببریم که حداقل 10 میلیون رای باید باطل شود. متاسفانه این بار آنقدر ناشیانه عمل شد که تقلب گسترده <اظهر من الشمس> است.

لابد این را هم شنیده اید که امیدوار رضایی برادر آقای محسن رضایی پس از بازشماری همین 10 درصد آرا اعلام کرد حدود 70 درصد رای های بازشماری شده با یک خودکار و یک دست خط مشترک نوشته شده بود! و البته به همین دلیل بود که روز چهارشنبه اجازه چاپ و توزیع شش روزنامه داده نشد!

دوست عزیز این ها را نمی نویسم که شما را مجاب کنم که اشتباه می کنید بلکه قصدم این است که با فکر باز بیندیشید. فقط به یاد داشته باشید که روزی از ما و شما در مورد دانسته ها و تفکر و تعقل درباره ی آنها خواهند پرسید و چیزی جز پاسخ معقول را از ما نمی پذیرند چرا که در قرآن کریم بارها و بارها به ما توصیه شده که اولا به دنبال دانستن و جمع آوری اطلاعات و علم باشیم و ثانیا در مورد آن ها تفکر و تعقل و اندیشه کنیم.

 

در پایان عرض کنم این پاسخ را عینا در وبلاگ ایشان نوشتم. و نمی دانم چرا این دوست گرامی احتمال داده که بنده در خارج از کشور باشم با آن همه علامت تعجب در مقابلش. من از قضاوت خودداری می کنم  و تصور می کنم  بهتر است خود ایشان دلیلش را برایم بنویسند.

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در سیزدهم تیر 1388 14:17 | لینک ثابت |

 

الصبر مفتاح الفرج

 

« ضروری‌ترین مساله در شرایط کنونی حفظ روحیه انقلابی و سیاسی در برابر کسانی است که می‌خواهند مردم نا امید شده و از صحنه انتخابات خارج شوند. همه باید وحدت انقلابی و روحیه سیاسی را حفظ کرده و با جریان عظیمی که در این انتخابات به حرکت در آمده و خودآگاهی خود را بازیافته به تشکیل و تقویت تشکل‌های مدنی و حضور در احزاب و گروه‌های سیاسی اصلاح طلب و تحول‌خواه و امیدوار به آینده بپردازند. من به سهم خود برای هرگونه همکاری با افراد و گروه‌های سیاسی تحول‌خواه در این مقطع حساس که به نظر می‌رسد «جمهوریت» در کنار «اسلامیت» و «ایرانیت» در خطر است، دست همکاری و تشکیل جلسه واحد تحول‌خواهی و حرکت و تغییر را دراز می‌کنم و از همه شخصیت‌ها و گروه‌های مختلف که به اندیشه امام وفادارند، دعوت می‌کنم به این امر عظیم اقدام کنند.»

 

مطلب بالا يكي از بندهاي بیانیه ی نهم تیر آقای کروبی است. در بيانيه‌ي اخير مهندس موسوي نيز به مبارزه‌ي مسالمت‌آميز و قانوني با دولت غيرقانوني تأكيد شده است. اما آيا چه راهكارهايي براي اين مبارزه هست؟ جنبش مدني ايجاد شده در پروژه‌ي نمايشي انتخابات اخير، يكي از دستاوردهاي مهمي است كه به قول آقاي كروبي «تغییری در شرایط کشور و روحیات جامعه و آگاهی مردم بیش از آنچه تصور می شد، صورت گرفت و اذعان می کنم که این تغییر به مراتب فراتر از تصمیم من بود.» اما چه مي‌توان كرد كه اين شور و نشاط و تغييرات دروني به ياس و نااميدي بدل نشده و حداكثر بهره‌برداري از اين روند به نفع كشور و مردم صورت گيرد؟ از دوستان عزيز تقاضا مي‌كنم درباره‌ي راه‌هاي مبارزه‌ي مدني با دولت غيرقانوني بينديشند و به ديگران پيشنهاد بدهند.

 

اولين كاري كه شخصاً تا كنون انجام داده‌ام اين بوده كه حساب‌هاي دولتي‌ام را بسته‌ام تا گردش پولي و مالي جاري در زندگي‌ام از طريق صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و بانك‌هاي خصوصي موجود انجام پذيرد.

 

پي نوشت:

تيتر انتخابي براي اين پُست، روايتي است از معصوم عليه‌السلام كه مي‌فرمايد: «صبر كليد گشايش كارهاست.»

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در سیزدهم تیر 1388 11:24 | لینک ثابت |

 

تا آن زمان كه پرده برافتد

 

با اعلام صحت انتخابات توسط شوراي نگهبان قانون اساسي كه البته با چشم‌پوشي ايشان بر موارد نقض قانون اساسي همراه بود، چنانچه انتظار مي‌رفت كانديداهاي معترض آن را نپذيرفتند و دولت دهم به رياست محمود احمدي‌نژاد را نامشروع دانسته و غيرقانوني اعلام كرده و بر مبارزه‌ي قانوني و مسالمت‌آميز با دولت غيرقانوني تأكيد نمودند.

جناب آقاي سيدمحمد خاتمي اما اين بار همانند سال‌هاي اصلاحات كه خود در راس قوه‌ي مجريه بود، در مقابل تضييع حقوق مردم، نرمش نشان نداده و مصلحت انديشي نكرد و روند انتخابات دهم را كودتاي مخملين عليه مردم و جمهوريت نظام خواند. البته اين نحوه‌ي واكنش همان چيزي است كه دانشجويان و روشنفكران از مدت‌ها قبل از ايشان توقع داشتند. به نقل از «وب‌نوشت» آقاي ابطحي، ايشان در جلسه‌ي مجمع روحانيون مبارز كه پس از اعلام نتايج انتخابات توسط وزارت كشور تشكيل شد عنوان كرده بود حالا كه آقاي مهندس موسوي در پيگيري تخلفات و تقلبات صورت گرفته در انتخابات مصمم است و ايستادگي مي‌كند ما نيز بايد از ايشان حمايت كنيم.

چنانچه مستحضريد ديروز چهارشنبه 10/4/88 شش روزنامه‌ي اصلاح‌طلب از جمله اعتماد ملي، صداي عدالت، آفتاب و... به اين دليل كه بيانيه‌هاي صادره توسط كانديداهاي معترض را در صفحه‌بندي خود داشتند توسط مأمورين نظارتي و امنيتي مجوز چاپ يا توزيع نگرفتند. البته اتفاق ديگري كه ديروز افتاد اين‌ بود كه شبكه‌ي پيامك دوباره به راه افتاد. در همين رابطه پيامكي به اين مضمون به دستم رسيد: « دهم تير، سالروز آزادسازي sms مبارك باد. sms را خدا آزاد كرد».

آنچه گفته آمد براي شما دوستان عزيز كه پيگير خبرهاي سياسي روز هستيد لابد تكراري است. قصدم از نوشتن اين مطلب اين بود كه با توجه به شرايط دوقطبي پيش‌آمده و اين‌كه بعيد است عاملين كودتاي مخملين به نحوي عاقلانه به دنبال آرامش افكار عمومي و اعتمادسازي باشند، مي خواستم نظر شما را در مورد احتمال صدور حكم اعدام براي چند تن از فعالين سياسي دستگير شده از جمله سيدمحمدعلي ابطحي بدانم!

 

پي نوشت‌ها:

1- تيتر يك صداي عدالت امروز (پنج‌شنبه 11/4/88) مبني بود بر خداحافظي آيت‌ا... جنتي از شوراي نگهبان. با خواندن اين مطلب ياد عبارت معروف «ما آرد خود را بيخته‌ايم و الك خود را آويخته» افتادم اما از حضرت حافظ نظري در اين مورد خواستم. ايشان فرمود:

آه از آن نرگس جادو كه چه بازي انگيخت    آه از آن مست كه با مردم هشيار چه كرد

2- بالاخره شيخ اصلاحات گوشه‌اي از پرده را بالا زد و فعلاً نقش روسيه در آموزش نيروهاي ايراني براي حدوث كودتاي انتخاباتي و برخوردهاي پس از آن آشكار شده است. لابد خيلي چيزهاي ديگري هم هست كه ما يا نمي‌دانيم يا جرأت گفتنش را نداريم! اما اين بيت جناب حافظ با شرايط ما همخواني تامي دارد:

حالي درون پرده بسي فتنه مي‌رود           تا آن زمان كه پرده برافتد چه‌ها كنند

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در یازدهم تیر 1388 13:4 | لینک ثابت |

 

نمايش انتخابات دهم

 

بالاخره وزارت كشور و شوراي نگهبان همان كاري را كردند كه شايد به مصلحت نظام تشخيص دادند و شايد به فرمان ولايت امر عمل نمودند. به هر صورت، آنچه مشخص است اين‌كه به تخلفات و تقلبات آشكارِ پيش، حين و پس از رأي‌ريزي مردم رسيدگي نشد. به طور كلي، تنها قسمت واقعي در اين انتخابات، حضور گسترده‌ي مردم بود براي تغيير وضع موجود، و باقي قسمت‌ها نمايشي بود و سوء استفاده از حضور مردم و تحقير آنان و دهن‌كجي به خواست و اراده‌ي مردم و كانديداهاي سه‌گانه. پر واضح است كه روي سخنم با طرفداران احساسي و بي‌فكر و متعصب و چشم بر حقايق بسته‌ي احمدي‌نژاد نيست، كه مغز آن‌ها را با شانتاژهاي خبري رسانه‌هاي خود آن‌چنان شست و شو داده‌اند كه به هيچ عنوان اطلاعات و ورودي‌هايي غير از آنچه پسند و مطلوب اقتدارگرايان و كودتاچيان است را به خود راه نمي‌دهد، چه برسد به اين‌كه بخواهند اندكي فكر كنند كه شايد، شايد حقيقت غير از آن باشد كه با تمام تعصبشان به آن باور دارند.

در تمام اين روزها، به ويژه پس از انتخابات، من با بسياري از اين هواداران متعصب سخن گفته‌ام. انواع و اقسام دلايل منطقي و چراغ‌هاي روشن را به ايشان نشان داده‌ام و قوانين مربوطه را يادآور شده‌ام، دلايل موضع‌گيري‌هاي سه نامزد ديگر و بسياري از روشنفكران و فرهيختگان و نخبگان را با ايشان مطرح نموده‌ام و... اما انگار «آب در هاون مي‌كوبيدم» چرا كه «نرود ميخ آهني در سنگ»؛ و به جز بر تعداد قليلي كه به دنبال حقيقت بودند و بنا به گرفتاري‌هاي معيشتي و عدم مطالعه و آگاهي از اوضاع و احوال و جهت‌گيري‌هاي سياسي و نشانه‌هاي موجود، مورد هجمه‌ي تبليغات و تلقينات فريبنده‌ي رسانه‌ي ضرغامي قرار گرفته بودند، تأثيري حاصل نشد. امان از جهل مقدس! البته مهم نيست، چرا كه اعتراف مي‌كنم من دلسوزانه به دنبال انتشار حقايق بودم و به قول معروف «شرط بلاغت» را مي‌گفتم، خواه پند گيرند و خواه ... .

غرض اصلي از اين وب‌نوشت اين بود كه به عنوان شخص مستقلي كه از سال‌هاي قبل و بعد از 76 در دانشگاه پلي‌تكنيك در متن جريان آزاد اطلاعات در محيط دانشگاهي و پس از آن در مطالعات شخصي‌ام و در رسانه‌هاي ديداري و نوشتاري طيف‌هاي مختلف سياسي به دنبال حقيقت بوده و هستم، عرض مي‌كنم كه جريان اصلي اصلاحات را انساني، عقلايي، منطقي و دموكراتيك‌تر و با اهداف بلند انسانيت از قبيل آزادي‌خواهي با محوريت عدالت منطبق‌تر يافته و برگزيده‌ام؛ لذا نتيجه‌ي نمايش انتخابات دهم را كه روال و روند آن حاكي از اجراي پارامترهاي يك كودتا بود(1)، شخصاً نمي‌پذيرم و در چهار سال پيش رو، آقاي احمدي‌نژاد را رئيس جمهور منتخب ملت ايران نمي‌دانم بلكه ايشان كارگزار منتصبي بيش نيست. همين!

امضا :  يكي از ده‌ها ميليون خس و خاشاك ايران

 

پاورقي:

 (1)- بعد از تغيير نتيجه‌ي انتخابات سه پارامتر: 1- دستگيري فعالين سياسي و مدني و مطبوعاتي 2- در انزوا قرار دادن رهبران (موسوي و كروبي) و قطع ارتباط آنان با مردم و 3- سركوب مردم، عمل شد.

 

پي نوشت:

دولت نهم و باند اقتدارگرا مي‌توانند قواعد و قوانين انتخابات را به بازي بگيرند و هر طور مي‌خواهند با رأي كاغذي مردم بازي كنند و مي‌توانند با سركوب و دستگيري و شكنجه و اعتراف‌گيري تحت فشار، ظاهرسازي كنند و «در بند نقش ايوان» باشند اما با اين كارها خانه را از پاي‌بست ويران مي‌كنند. مي‌توانند دهان معترضان را به اجبار به بند كشند اما انديشه‌ي آنان را هرگز. روند برخورد با معترضين، آتش سينه‌ها را به زير خاكستر راند اما ... بهتر است منتظر فرا رسيدن زمان انتخابات‌هاي بعدي باشيم تا نتيجه را ببينيم.

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در نهم تیر 1388 18:31 | لینک ثابت |

نكاتي براي تغيير

 

استادي مي‌گفت هر وقت كسي ناراحت است بهتر است از خودش بپرسد: آيا اين مسئله بعد از ده سال هم اهميت امروز را دارد؟ به اين ترتيب ياد مي‌گيرد كه از ديد «ضمير آينده»اش به مسئله نگاه كند. پاسخ اين سؤال هم اغلب منفي است، چون تقريباً هيچ مسئله‌اي تا اين اندازه اهميت ندارد.

 

در اوقات ناراحتي، استرس يا آشفتگي و در حين عبور از شرايط بسيار سخت و دشوار اين سخن حكيمانه را ياد آوريد: زندگي بسيار كوتاه است. بهترين و مؤثرترين روش براي داشتن روحي سپاسگزار و حفظ خود از سختي‌ها به ياد آوردن اين امر است كه همه‌ي مسائل و اتفاقات، حتي قسمت‌هاي سخت آن نيز، مي‌گذرد.

 

كارهايي هست كه از هم اكنون مي‌توانيد انجام دهيد تا حالت روحي و در نتيجه نوع احساس و رفتار شما تغيير كند: نفس‌هاي عميق بكشيد و لبخند بزنيد. اگر مي‌خواهيد در زندگي خود تغيير ايجاد كنيد خود را ملزم كنيد كه روزي يك دقيقه جلوي آينه بنشينيد و از عمق وجود بخنديد. شايد اين كار به نظر شما مسخره و احمقانه بيايد اما بدانيد كه با اين عمل، مغز خود را تحريك مي‌كنيد و ارتباطات عصبي خاصي در مغز به وجود مي‌آوريد كه منجر به لذت و شادي مي‌شود و در نتيجه به اين حالت عادت مي‌كنيد.

نوشته شده توسط احمد درفشی در هشتم تیر 1388 20:28 | لینک ثابت |

آيا تاريخ تكرار مي‌شود؟

جناب آقاي دكتر عبدالحسين زرين‌كوب در كتاب «دو قرن سكوت» چاپ 1382 در صفحات 321 و 322 آورده است:

«در حقيقت، ثروت و مكنت هنگفت بي‌پايان كه از آغاز فتوح اسلام بهره‌ي اعراب شد، خيلي زود اين فاتحان ساده دل را به تن‌پروري و فساد كشانيد و اندك اندك، آن سادگي و دادپروري كه آيين مسلماني توصيه كرده بود، ناچار در دل خلفا و امراي عرب جاي خود را به جاه‌طلبي و طمع‌پروري داد. ديگر، خلفا و عمّال او،  با آنكه همه جا از مسلماني دم مي‌زدند، آن شور و ايمان را كه اسلام هديه آورده بود، از دست داده بودند. اين تفاوت، هم از روزگار بني‌اميه، چنان محسوس و بارز بود كه رتبيل سيستان چون عاملان بني‌اميه را چنان طمّاع و گستاخ ديد، به تأسف بانگ برآورد و گفت: «كجايند آن قوم كه ازين پيش بدينجا مي‌آمدند؟ آن قوم كه شكم‌هاشان به پشت چسبيده بود و چهره‌هاشان از بس بر خاك سوده بودند، سياه گشته بود. آن قوم كه خويشتن را از برگ خرما پاتابه مي‌ساختند...» الحق اين سخن درست بود، زيرا از همان روزگار بني‌اميه، اعراب ديگر آن فاتحان قادسيه و تيسفون نبودند. فساد و جور و رشوه آن‌ها را دگرگون كرده بود.

هر كس در اين روزگاران به جايي براي حكومت و ولايت مي‌رفت، اول كاري كه مي‌كرد، آن بود كه والي و حاكم پيشين را با همه‌ي كسان و پروردگان و بركشيدگان بازمي‌داشت... ازين سبب بود كه واليان و عاملان، نيز كه مي‌دانستند چنين سرنوشتي همواره در انتظارشان هست در عمل خويش مي‌كوشيدند هر چه بيشتر ممكن باشد مردم را غارت كنند، تا روزي كه نوبت عزل و نكال آنان فرا رسد، بتوانند هم خليفه و مأموران او را راضي كنند و هم براي خود چيزي داشته باشند... حقيقت آن است كه درين ميان فقط عامه‌ي مردم بودند كه انواع بيدادها و بي‌رسمي‌ها را ناچار تحمل مي‌كردند تا عامل و والي خليفه را خرسند كنند و گويي چنان شده بود، كه به قول يك محقق، اين رعاياي ضعيف ناچار بودند زمين را بكارند تا عربان درو كنند و حاصل آن را بردارند.»

 

اگر مطلب بالا را به همان صورتي كه در دو بند آمده به دو مرحله تقسيم كنيم، به نظر مي‌رسد در زمان حاضر مرحله‌ي اول از اين راهِ رفته را دوباره رفته‌ايم، و شايد بخشي از مرحله‌ي دوم را، اما آيا «آتشفشان» به اجبار پنهان در «سينه‌هاي مردم» اجازه خواهد داد اين مسير تاريخي دوباره به طور کامل پيموده شود؟

نوشته شده توسط احمد درفشی در هفتم تیر 1388 18:29 | لینک ثابت |

5 روز فرصت اضافي

در اخبار آمده است رهبر حكومت اسلامي ايران با درخواست شوراي نگهبان بر به تعويق افتادن فرصت رسيدگي به شكايت‌هاي انتخاباتي موافقت كرد. صرف‌نظر از آن‌كه اين روند، خلاف نص صريح قانون اساسي است يا خير، از چند منظر قابل تحليل است كه به نظرم در حداقل تعداد كلمات به صورت زير مي‌توان بيان كرد:

اول: ظاهر قضيه اين است كه بر خلاف ادعاي آقايان احمدي‌نژاد و محصولي تعداد شكايات به حدي است (بيش از 600 شكايت) كه شوراي نگهبان كه بيشتر درگير مسائل حاشيه‌اي بوده، فرصت رسيدگي به آن‌ها را پيدا نكرده است.

دوم: اين مهلت پنج روزه فرصتي است كه حكومت به خود داده تا نتيجه‌ي تجمعات و اعتراضات مردم را بسنجد و به نيروهاي سركوبگر امكان سركوب كامل و برقراري آرامش اجباري را بدهد تا به افكار عمومي جهان ثابت كنند كه شهرها در امن و امان است و مملكت، گل و بلبل.

سوم: با در نظر گرفتن فرض دوم، و اين‌كه شوراي نگهبان اعلام كرده با وجود تقلب‌هاي انجام شده امكان ابطال انتخابات نيست، و با سنجش شرايط اجتماعي در انتهاي مهلت پنج روزه، مقامات عالي حكومت فرصت ديگري براي تصميم‌گيري نهايي به خود مي‌دهند كه آيا واقعاً سياست سركوب و «مشت آهنين»، مؤثر بوده است يا خير؟

چهارم: در صورت منفي بودن نتايج فروض دوم و سوم، به نظر مي‌رسد براي تلطيف فضاي سياسي كشور و با استراتژي «چماق و هويج»، سياست ملايم‌تر با زبان نرم‌تري در پيش گرفته شود، چراكه در صورت بي‌اعتمادي كامل مردم و بدون جلب مجدد بخشي از اعتماد از دست رفته و با پاگرفتن و مستحكم شدن انديشه‌ي براندازي حكومت در ذهن مخالفان و معترضان، واجب است دورانديشي لازم بشود.

نتيجه اين‌كه، جنبش مدني مي‌تواند نيمه‌ي پر ليوان را ببيند و استراتژي تجمع مسالمت‌آميز مردم در چارچوب قانون اساسي كماكان در دستور كار قرار داشته باشد تا بهره‌ي ممكن از اين فرصت برداشته شود و مسئولان عالي كشور را متوجه كند كه از حق بديهي و قانوني خويش نخواهد گذشت.

 

پی نوشت :

انصراف محسن رضايي از پيگيري شكايات خويش بود كه اين انديشه را به ذهن متبادر مي‌كند كه ايشان به اين نتيجه رسيده كه عزم نظام براي تثبيت كودتاي نرم و ماندگاري احمدي‌نژاد جزم است و نخواهد توانست كاري از پيش ببرد. آقاي رضايي در روند اعتراض به انتصاب دهم دير آمد و زود رفت.

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در سوم تیر 1388 11:4 | لینک ثابت |

 

خون و پيام

 

عزيزي پس از ديدن تصاوير تجمع ايرانيان مقيم كشورهاي اروپايي و ايالت‌هاي امريكا مي‌گفت: چه فايده دارد؟ اينها خودشان را خسته مي‌كنند. اين تجمعات چه تأثير و نتيجه‌اي براي مردم ما دارد؟... لحظه‌اي درنگ كردم تا از انباري حافظه‌ام جوابي جفت و جور كنم كه به ياد اين گفته‌ي تاريخي مرحوم دكتر شريعتي افتادم و با لرزشي ناخودآگاه در صدايم، گفتم: هر انقلابي دو چهره دارد، خون و پيام. آنان‌كه رفتند كاري حسيني كردند، آنان كه ماندند بايد كاري زينبي كنند وگرنه يزيدي‌اند.

در اين قحط رسانه‌، اين‌ها پيام‌رسان خون‌هاي ريخته شده به افكار عمومي جهانيان‌اند.

نوشته شده توسط احمد درفشی در دوم تیر 1388 10:34 | لینک ثابت |
 

افزودن به علاقه مندي ها
صفحه خانگي سازي
ارسال ايميل / ارتباط با ما
چاپ
ذخيره صفحه

اي آزادي! تو چه‌قدر خوبي