تبليغاتX
آنكه مي‌گريد يك درد دارد، آن‌كه مي‌خندد هزار و يك درد ای آزادی! تو چقدر خوبی!

 

شوكولات و شربت و شيريني

 

در سال‌هاي 60 و 61 يازده دوازده سال بيشتر نداشتم كه در 3 ماه تعطيلات تابستان پيش‌اش شاگردي مي‌كردم. جوشكار ماهري بود. با تلاش و همت و استقامت و پشتكار فراواني كه براي كسب روزي حلال به خرج مي‌داد در آن سال‌ها به عنوان يك الگو و قهرمان راه زندگي، جاي خودش را در ذهنم باز كرده بود. مرد بود و مردانه پتك مي‌زد و مردانه با اره‌ي آهن‌بُر پروفيل‌ها و نبشي‌ها و تسمه‌ها و ميلگردها و تيرآهن‌ها را با استقامت تمام مي‌بريد و عرق مي‌ريخت، اما هيچگاه دست از مزاح و خوش‌اخلاقي و مهرباني برنمي‌داشت. با مهارت تمام روي تيرآهن‌ها يا پل‌هاي اسكلت فلزي، حتي در ارتفاع ساختمان‌هاي چند طبقه، از اين سو به آن سو مي‌رفت و جوشكاري و چكش‌كاري و فرزكاري مي‌كرد. گويي آن چكش‌ها و فرزها را به نفس خود مي‌زد تا صيقل شود و هيچگاه بداخلاقي نكند. من برايش الكترود مي‌آوردم، يا چكش، ماسك، انبر جوش و... مي‌رساندم، يا سر ديگر پروفيل‌ها و قطعات را مي‌گرفتم تا جوش بدهد. گاه‌گاهي كه خستگي يا تب تند آفتاب و عرق را در چهره‌ام مي‌ديد براي آنكه به من روحيه‌اي بدهد، با لبخند، عبارت «شوكولات و شربت و شيريني» را با آهنگي مخصوص، طوري تلفظ مي‌كرد كه با اداي هر حرف «ش» صداي سوت مانندي از دهانش خارج مي‌شد و من تا مدتي، هر وقت تنها مي‌شدم، اين كار را تمرين مي‌كردم! و اين البته از بزرگ‌ترين درس‌هاي زندگي‌ام بوده و هست، كه در نهايت خستگي در اثر كار سخت و تلاش، مي‌توان با مزاحي به همين سادگي روح و روحيه‌ي خود را شاد نگه‌داشت.

در اين 25-20 سال اخير، به دلايلي همچون تحصيل در تهران، چند بار بيش‌تر نديده بودمش، اما هميشه همين كار سخت و مدام را در دستان و چهره‌ي آفتاب‌سوخته‌اش مي‌ديدم. در خيابان هر وقت زيارتش مي‌كردم و عرض ادب، با لبخندي مليح پاسخ احوال‌پرسي‌ام را مي‌داد؛ آخرين باري كه ديدمش اما از هميشه مهربان‌تر و خوش اخلاق‌تر و لطيف‌تر و باطراوت‌تر بود. استاد تمام عيار اجراي اسكلت فلزي ساختمان بود اما در همه‌ي اين سال‌ها، همه‌ي زمختي خود را به فلزات ساختماني داده بود و لطافت كسب كرده بود، اما از طرفي استقامتش در كار و زندگي با هيچ آهن و پولادي مثال زدني نبود.

جناب آقاي مسعود كاظمي، استاد عزيزم، اندكي پيش، پس از پنجاه و اندي سال زندگي جانانه و مردانه، اين زندگي فاني را رها كرد و به سراي باقي شتافت. خداوند با صالحان و شهدا و اولياءش محشور گرداند. روحش شاد.

نوشته شده توسط احمد درفشی در بیست و نهم شهریور 1387 15:45 | لینک ثابت |

حجت‌الاسلام ذوالنوري جانشين نماينده‌ي ولي فقيه در سپاه پاسداران در جلسه‌ي هفتگي اخير انصار حزب‌الله در حمايت از عملكرد و ادامه‌ي دولت آقاي احمدي‌نژاد در دولت دهم، و تخريب چهره‌هاي رؤساي جمهور پيشين، آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر سيدمحمد خاتمي، و شخصيت‌هايي هم‌چون عبدالله نوري و علي‌اكبر ناطق نوري افاضاتي فرموده‌اند كه روزنامه‌ي اعتماد در روز سه‌شنبه 12 شهريور 1387 بخش‌هايي از آن را به چاپ رسانده است و حاوي نكات قابل توجه و بحث بسياري بوده و از همان قصه‌هايي است كه سر دراز دارد اما به طور خلاصه به چند نكته اشاره مي‌كنم:

1- آقاي ذوالنوري، آقاي خاتمي را اين‌گونه توصيف مي‌كند: «خاتمي رئيس‌جمهوري نشد كه انقلاب، اهداف انقلاب و ارزش‌هاي انقلاب نياز دارد». ظاهراً آقاي ذوالنوري حافظه‌ي ضعيفي دارد يا شايد خود را تجاهل زده و با بيان اين عبازات قصد بهره‌برداري از احساسات و عواطف مذهبي جوانان پرشور انصار را دارد؛ جواناني كه متأسفانه اكثراً بر اثر تعصبات و احساسات مذهبي و بدون اطلاعات و عقل مذهبي و سياسي لازم، به راحتي بازيچه قرار مي‌گيرند! و اين قضيه البته، عقبه‌ي طولاني و درازي دارد كه در اين مقال، مجال پرداختن به آن نيست؛ اما غرض اصلي اينجانب از مطرح كردن اين بند، آن است كه يادآوري كنم در زماني كه به دليل كاهش پشتوانه‌ي مردمي نظام، دشمنان خارجي و داخلي چنگ و دندان‌ها را تيز كرده و آماده‌ي هجوم و سرنگوني نظام جمهوري اسلامي به بهانه‌ي عدم مشروعيت و پايگاه مردمي نظام، بودند، ورود سيد بزرگوار آقاي خاتمي به صحنه‌ي انتخابات و دميدن روح اميد و نشاط به جامعه‌ي افسرده و سرخورده، و گام‌نهادن در جاي پاي بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت روح‌الله(ره) و كشيدن بيش از 30 ميليون از مردم به پاي صندوق‌هاي رأي، نظام و انقلاب را به گفته‌ي همان دشمنان براي 20 سال بيمه كرد؛ البته متأسفانه با عملكرد 3 سال اخير دولت نهم، عمر اين بيمه‌ي 20 ساله‌ي به سرعت رو به اتمام است تا حدي كه اگر اين روند ادامه پيدا كند، علاوه بر افزايش احتمال حمله‌ي نظامي به وطن عزيزمان، فروپاشي اجتماعي و اقتصادي نيز محتمل بوده و خداي ناكرده به جايي خواهيم رسيد كه مردم ايران براي نجات از شرايط دشوار خويش دست به دامان بيگانگان شوند!

2- آقاي ذوالنوري در بخشي از سخنان خويش گفته است: «اگر آقاي احمدي‌نژاد كانديدا شود هر كس ديگرذي كه به صحنه بيايد نه خدمت به انقلاب كرده است و نه به اصولگرايي». اين سخن را بگذاريم كنار اتهاماتي كه ايشان به رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام آقاي هاشمي رفسنجاني و رئيس جمهور سابق  و همچنان محبوب كشورمان سيد محمد خاتمي، و سايرين به دليل انتقاداتي كه بر عملكرد دولت نهم وارد كرده‌اند، وارد كرده است، به نتايج جالب توجه و شگفتي مي‌رسيم! اولاً اين‌كه ايشان مصلحت كشور و نظام را بهتر از «رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام» مي‌داند كه در نوع خود منحصر به فرد است! ثانياً اين‌كه از اين سخنان و اتهامات كه به شخصيت‌هاي جناح‌هاي مختلف سياسي كشور وارد كرده است، بويي غير از انحصارطلبي و تمامت‌خواهي افراطي به مشام نمي‌رسد؛ ثالثاً اينكه اين سخنان همسو و در راستاي اساس نظام جمهوري اسلامي نيست زيرا نه از منظر مردم‌سالاري بيان شده و نه از زاويه‌ي ديد ديني! از طرف ديگر، آيا تكرار مجدد مرزبندي بين به اصطلاح اصولگرايان و اصلاح‌طلبان به عنوان خودي و غيرخودي، و انتقاد از خودي‌هاي اصولگرا، و اين خودحق‌بيني و خودحق‌پنداري‌هاي صرف، نشان‌دهنده‌ي درستي هشدارهاي شخصيت‌ها و مسؤوليني همچون حجت‌الاسلام محتشمي‌پور، حجت‌الاسلام منتجب‌نيا، حجت‌الاسلام دعاگو و بسياري ديگر كه از طيف‌هاي مختلف سياسي هستند- نيست؟ آن «فرقه‌ي مصباحيه» و «خوارج جديد» كه اين بزرگان مطرح و خطر آن را گوشزد كردند تا جايي پيش رفته‌اند كه از مقام بلند رهبري و جايگاه رفيع ولايت فقيه به نفع خود استفاده مي‌كنند و وجاهت اين مقام ارجمند را براي نشان دادن و اثبات حقانيت خود خرج مي‌كنند. اين‌گونه هزينه كردن از جايگاه ولايت فقيه و رهبري آيا بايد بي‌پاسخ بماند؟ كه اگر بي‌پاسخ بماند، در آن صورت با اذهان مردم چه مي‌توان كرد؟ آيا در اين شرايط سخت كه به اعتراف خود آقاي ذوالنوري «امروز تورم و فشار اقتصادي بالاست و مردم در تنگنا و مشكل هستند» اين‌گونه مصادره‌ي وجاهت ولي فقيه در جايگاه جانشيني نماينده‌ي ولي فقيه، براي اثبات «درستي صددرصد جهت و هدف‌گيري دولت» و توجيه مشكلات و فشارهاي شديد وارده بر مردم، نتيجه و عاقبت خوشي خواهد داشت؟ بهتر است از خود آقاي ذوالنوري سؤال كنيم كه با اين موضع‌گيري و حمايت شديد شما از دولت نهم و تخريب و اتهامات فراوان به دولت‌هاي پيشين و مسؤولين عالي‌قدر فعلي نظام، به عنوان «جانشين نماينده‌ي ولي فقيه در سپاه پاسداران»، اگر در انتخابات دهم رياست جمهوري، مردم به شخصي غير از آقاي احمدي‌نژاد روي خوش نشان دادند، آيا اولاً ماهيت و هويت اين نهاد ارزشمند و نهاد سپاه پاسداران و ثانياً جايگاه رفيع ولايت فقيه در اذهان مردم زير سؤال نرفته و سبك نشده است؟ چه خوش گفت مولايمان علي عليه‌السلام كه «دوست نادان بدتر از دشمن داناست.»

3- آقاي ذوالنوري در جايي ديگر فرموده است: «در دوران گذشته N.G.Oها را درست كردند، با هدف اين‌كه نشان بدهند مردم با نظام مقابله مي‌كنند و بدين ترتيب با پول دولت و نظام، مخالف براي نظام درست مي‌كردند». اين سخنان علاوه بر اين‌كه ادعا و اتهامي موهوم و غيرقابل اثبات است، از شخصي كه از جايگاه جانشيني نماينده‌ي ولي فقيه در سپاه پاسداران سخن مي‌گويد بسيار بعيد است كه تا اين حد سطحي‌نگر و عاميانه به مسائل و پديده‌ها بنگرد. البته با توجه به جمعيت مخاطب كه به همان دلايلي كه عرض شد، نيروي بالقوه‌اي است كه مي‌توان با اين گونه سخنان بالفعل درآورد و از آن به نفع اهداف و اغراض سياسي و باندي و فرقه‌اي خويش سود جست، بهتر است اولاً فرض جهالت آقاي ذوالنوري را رد كنيم، و ثانياً اصل انتقاد و تحريفات ايشان در مورد اين تشكيلات (N.G.O) را باطل اعلام كنيم چرا كه اين تشكيلات با توجه به استقلال خود در ابعاد مختلف مالي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و... مي‌توانند افكار عدالت‌طلبانه را در اذهان و باورهاي مردم وارد نمايند و اتفاقاً شايسته است دولت نهم كه با شعار عدالت‌محوري بر سر كار آمده است، هر چه بيش‌تر به اين تشكيلات بها دهد. از طرف ديگر، در دنياي جهاني شده‌ي امروز مهم‌ترين سلول‌هاي تشكيلات اجتماع براي كاركرد سيستماتيك را مي‌توان N.G.Oها در كنار نهاد خانواده دانست؛ بدين معنا كه N.G.Oها مهم‌ترين عامل طرح سؤالات، طرح داده‌ها، تبيين نهادها، انتقال بازخوردها و يا تعاملات بخش‌هاي مختلف جامعه با يكديگر مي‌باشند.

قرار نيست كه در اين مكتوب به تعريف و مزاياي فوق‌العاده‌ي تشكيلات N.G.O بپردازيم اما اگر دولت آقاي احمدي‌نژاد واقعاً قصد مبارزه با مفاسد اقتصادي و تلاشي باندهاي مافياي اقتصادي و جلوگيري از تشكيل مجدد اين‌گونه باندها را دارد، پرداختن به تشكيلات N.G.O يكي از بهترين راه‌كارهاي ممكن براي شكستن انحصارهاي سنتي در بخش‌هاي مختلف، به‌ويژه اقتصاد، مي‌باشد. اين تشكيلات در كشورهاي توسعه‌ يافته‌ي اروپاي غربي و اسكانديناوي امتحان خود را پس داده است و يكي از تشكيلات قدرتمند در راستاي جهاني‌شدن و عقب‌نماندن كشورها در اين عرصه است. داوطلب‌بودن و خودجوشي اعضاي اين تشكيلات از مهم‌ترين عوامل بالندگي اين نوع تشكيلات است كه از اين مشخصه مي‌توان براي تأثيرگذاري هر چه بيش‌تر در دنياي آينده سود برد.

داشتن همين اطلاعات مختصر از تشكيلات N.G.O كافي است كه ديگر فريب غرض‌ورزي‌ها را نخورده و در دام القاب و شعارها و حرف‌هاي بي‌پايه نيفتيم! پر واضح است در مورد هر پديده‌اي كه مخاطبان از آن چيزي نمي‌دانند و يا حرف‌هاي صاحب سخن را بدون چون و چرا مي‌پذيرند، مي‌توان با سفسطه و تحريف و توصيف نادرست و قلب واقعيت، له خويش و عليه رقيب سوء استفاده كرد!

در پايان، به عنوان يك جمع‌بندي كلي عرض مي‌كنم كه به قول استاد سخن سعدي بزرگوار «دو صد گفته چون نيم كردار نيست» و مردم به نتيجه‌ي عملكرد دولت نگاه مي‌كنند و نه به ايشان سخنان گوش؛ و با مشكلات و سختي‌هاي پيش آمده در اين 3 سال مي‌دانند «چيزي كه عيان است، چه حاجت به بيان است». عدم موفقيت دولت نهم در مديريت صحيح منابع زيرزميني و روزميني و منابع انساني، با وجود درآمدهاي افسانه‌اي كشور از فروش فوق‌العاده‌ي نفت، متأسفانه سبب افزايش بي‌سابقه‌ي نرخ تورم و بيكاري و تبعات آن از قبيل انواع بزهكاري‌هاي مالي و جنسي و جسمي شده است. حال سؤال اساسي اين است كه با شعارهاي بسيار داغ و عدالت‌طلبانه‌ي دولت نهم در اين 3 سال، دين يا دنياي مردم، كدام بهتر شده است؟

 

نوشته شده توسط احمد درفشی در سیزدهم شهریور 1387 19:47 | لینک ثابت |
 

افزودن به علاقه مندي ها
صفحه خانگي سازي
ارسال ايميل / ارتباط با ما
چاپ
ذخيره صفحه

اي آزادي! تو چه‌قدر خوبي